کوی یار
ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
چه زیبا شبی ست برای مردن ستاره ای نیز مرد موسیقی احساس مرا قلقلک میدهد نکند خدا به خواب رفته شاید هم نمیدانم ! کیست بر در میکوبد ؟ شاید ماث به دنبال جایی گرم اما تابستان است شبی زیبا برای مردن . خوابم نمی برد شاید هم خوابم نمی آید نمی آید یا نمیبرد باز هم نمیدانم من خیلی نمیدانم طلوع خورشید فردا عذابم میدهد از اکنون چند سالیست فردا را نمیخواهم امروز که گذشت خوش به حال حشرات که مست میشوند با خون من خونم نذر حشرات به شرط مرگم .
| Design By : Night Skin |

